دروغهای بی گناه
دروغهای بی گناه
با دروغهاي بي گناه سربه زير
روي بيد پير
لانه ساختيم.
لبريز هزار ناگفته راز سر به مهر
با حروف ناگزير
جمله ساختيم.
دروغهای بی گناه
با دروغهاي بي گناه سربه زير
روي بيد پير
لانه ساختيم.
لبريز هزار ناگفته راز سر به مهر
با حروف ناگزير
جمله ساختيم.
گذرعمر با خاطرات تلخ
در هفته اي كه گذشت در يك محدوده ي زماني و به صورتي فشرده و متمركزبا هدف انتخاب نمايش براي يكي از جشنواره هاي سراسري تئاتر كشور به همراه دو نفر از دوستان به برخي از شهرستانها رفتم.
نه خواست ايزدي بود
نه الاهگان رقم مي زدند
مهر يا رنجمان راِِِِِِ‘ آتيه!
غول بی هوده ی وهم
گرد فانوس بی رمق خیانت می چرخید
و عشق از لبه ی مهتابی آویزان بود.
مي خواهم به كودكي ام باز گردم
به كوچه باغي كه از آن مي گذشتيم
با تو...
دست در دست
شانه به شانه
به روزي كه تمشكهاي نارس را مي چيديم
وطعم گس آلوچه را
با لذتي كودكانه مي بلعيديم!
کهنسالی من و تازگی تو،آتیه
برازنده ی باورهای ساده نیست!
هوای ابری برای سینه ی آسمان سنگين شده
آنگونه که دلتنگی برای سینه ی من،
قوي سپيد خيال
پر گشوده بود در مرداب
گه گاه ز دور صداي مرغكي غريب مي رسيد به گوش
وقوي سپيد خيال...
هنوز در من مي جوشد
موج بر مي دارد
و ديوانه ام مي كند هر نيمه شب
ـــ احساس ـــ
آتيه!
عطر اذان وبوی سجاده ی مادر
در گرگ ومیش سحر
وغروب
با نگاه تواز خاطرم نمی رود،
این مقاله در مورد یکی از کهن ترین وتاثیر گذارترین اسطوره های ایران زمین یعنی سیاوش است.