عطر اذان وبوی سجاده ی مادر

در گرگ ومیش سحر

وغروب

با نگاه تواز خاطرم نمی رود،

دریا دریا موج

دریا دریا آبی بیکران

دریا دریاشمعدانی

در نگاهت شکوفه می دهد،

هرآیینه که می بینمت

      باز

بوی هزارگل سجاده ی مادر

در هوا منتشر می شود،

وچشمهایت

آه...

نگاه مادرم چه زیبا بود

هرآیینه که نوازشم می داد

         بی ریا

هر گرگ ومیش

بر کرانه ی سبزدل

درانتظارت نشسته ام.