شمع تولد 71 سالگي اكبر رادي خاموش شد
مرزبان: تا زمان روشن بودن چراغ تئاتر؛ نام «رادي» هميشه زنده است

سرويس: فرهنگ و هنر - تئاتر
1388/07/12
10-04-2009
11:35:15
8807-00271: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - تئاتر

حميده بانو عنقا، همسر زنده‌ياد اكبر رادي شمع تولد هفتاد‌ويك سالگي اين نمايشنامه‌نويس را خاموش كرد.

به گزارش خبرنگار تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در مراسم تولد هفتاد و يك سالگي اكبر رادي، كه عصر روز گذشته ـ يازدهم مهرماه ـ در فرهنگسراي بهمن برگزار شد، همسر اين نمايشنامه‌نويس فقيد، كيك تولد او را بُريد و از هادي مرزبان كه همواره در حد توانش براي رادي و آثار او مايه گذاشته، تشكر كرد.

حميده‌بانو عنقا اظهار اميدواري كرد: آثار ديگر رادي هم توسط هادي مرزبان اجرا شوند.

همسر زنده ياد رادي گفت: تولد رادي مرا هم خوشحال مي‌كند، امروز احساس مي‌كنم هنرمند هميشه زنده است. هم‌چنان كه بعد از مرگ رادي هرگز نبود او را حس نكردم. تمام لحظات من با اوست و او هميشه براي من زنده است.

حميده بانو عنقا آغاز هفتاد و يكمين سالروز تولد رادي را به تمام علاقه‌مندان تئاتر و ادبيات نمايشي ايران تبريك گفت و ياد‌آور شد: رادي پنجاه سال عاشقانه براي تئاتر ايران زحمت كشيد و من هميشه او را پشت ميزش احساس مي‌كنم كه عاشقانه مي‌نويسد.

او هم‌چنين از اعضاي هيات موسس بنياد اكبر رادي تقدير و تشكر كرد و گفت: به اميد روزي هستيم كه بنياد رادي كارش را بيش از اين تداوم ببخشد و اين زحمات پايمال نشود و نام رادي بر تارك هنر ايران بدرخشد.

دراين برنامه نمايشنامه‌ي «لبخند باشكوه آقاي گيل» به كارگرداني «محمد اميرياراحمدي» روخواني شد و سپس دكتر «نغمه ثميني» به تحليل اين نمايشنامه پرداخت.

ثميني با ابراز خرسندي از برگزاري سخنراني‌اش در سالروز تولد اكبر رادي به بيان خاطره‌اي از او پرداخت و گفت: زماني كه يكي از نمايشنامه‌هايم را به استاد «اكبر رادي» داده بودم، تا نظر خود را درباره‌ي آن بگويد، جمله‌اي به من گفت كه همين يك جمله در آينده‌ي كاري من بسيار موثر بود. او گفت ورود شما را به عرصه‌ي ادبيات نمايشي تبريك مي‌گويم و همين جمله در حضور من دراين عرصه بسيار موثر بود و فكر مي‌كنم اكبر رادي به تمام دانشجويانش چنين جملاتي را مي‌گفت.

ثميني متذكر شد: بخشي از هنر رادي در نگارش نمايشنامه‌هاي بزرگ است، اما بخش اعظم هنر او از بهره‌وري شاگردانش از سخنان اين استاد ادبيات نمايشي ماست كه اين جملات گرچه در جايي چاپ نشده، اما كمتر از نمايشنامه‌هاي او نيست و اين چنين است كه هرگز حس نمي‌كنم، اكبر رادي از دنيا رفته است.

اين استاد دانشگاه سخن گفتن از نمايشنامه‌ي «لبخند باشكوه آقاي گيل» را بسيار دشوار و در عين حال ساده دانست و گفت: اين نمايشنامه از جهتي اثر دشواري است، زيرا تمام شخصيت‌ها بر صحنه عملي انجام مي‌دهند و اين چنين نيست كه بتوان بر مبناي يك شخصيت جلو رفت. اين متن هماننده اركستري است كه همه با هم در آن ساز مي‌زنند و به موقع خاموش مي‌شوند و اين چنين است كه شخصيت‌ها در كنار يكديگر معنا پيدا مي‌كند.

ثميني اين نمايشنامه را يكي از كامل‌ترين و بهترين كارهاي رادي برشمرد و افزود: براي درك ديگر آثار او اين متن اثر كليدي است.

او سپس به تحليل برخي از ويژگي‌هاي اين نمايشنامه پرداخت و عنصر خانه را يكي از مهم‌ترين مولفه‌هاي كارهاي رادي برشمرد و توضيح داد: در مقايسه با بسياري از آثار دهه‌ي 40 كه بسيار رها بوده‌اند، بسياري از كارهاي رادي در خانه و در ميان خانواده مي‌گذرند، اما آنچه عنصر خانه را در آثار او ويژه مي‌كند، استفاده‌اي است كه از اين عنصر مي‌شود.

در نمايشنامه‌ي «لبخند باشكوه ...» خانه تنها يك خانه نيست، بلكه نشانگر روابط مغشوش در جامعه در حال گذار ما است. بنابراين هرچند اصل اين متن در دهه‌ي 50 نوشته شده است، اما نمايشنامه‌اي تاريخ مصرف‌دار نيست. چرا كه در اين نمايشنامه اكبر رادي نشان مي‌دهد، تنها كساني مي‌مانند كه قاعده‌ي بازي را مي‌دانند.

به گفته‌ نويسنده‌ي «خواب در فنجان خالي» اكبر رادي در نمايشنامه‌ي «لبخند با شكوه ...» با هوشمندي تمام يك كابوس بيروني را فشرده و در درون يك خانه تمثيل كرده است. در اين اثر شخصيت‌ها با وجه دروني و بيروني‌شان قابل شناسايي هستند و اين براي يك نويسنده كار بسيار دشواري است.

ثميني سپس به تكرار شخصيت‌ها در آثار رادي اشاره كرد و افزود: در نمايشنامه‌ي نامبرده مجموعه‌اي از شخصيت‌هاي آثار رادي وجود دارند و اصولا اين نمايشنامه محمل اين شخصيت‌هاست.

اين استاد دانشگاه نمايشنامه‌ي نامبرده را به عنوان يكي از غم‌انگيز‌ترين آثار رادي توصيف كرد و افزود: در اين اثر رادي تا حد ممكن طرح را كمرنگ كرده و همه چيز را به شخصيت‌ها سپرده است و اين بسيار خطرناك است، اما كشش دروني شخصيت‌ها به‌خوبي مخاطب را با خود همراه مي‌كند. شجاعت رادي در نگارش اين متن تا پايان ادامه دارد كه همان جدال با آرمانگرايي است.

ثميني در پايان سخنان خود به تشريح كهن‌الگوهاي موجود دراين نمايشنامه پرداخت و تصريح كرد: در اين اثر زوال اسطوره‌ي پدر به روشني ديده مي‌شود، ضمن اين‌كه نمايشنامه اشارات روشني به داستان «ضحاك و جم» دارد و براين اساس است كه انتخاب نام جمشيد براي يكي از شخصيت‌ها فراتر از صرف انتخاب يك نام است. اگر روزي بخواهم تحليلي براين نمايشنامه بنويسم، اين تيتر را برايش انتخاب مي‌كنم «آنجا كه ضحاك خداي خانه مي‌شود.»

به گزارش ايسنا، در ادامه‌ي اين برنامه، هادي مرزبان هم با بيان خاطراتي از اكبر رادي گفت: همواره گفته‌ام رادي هميشه استاد من است. اميدوارم كه هميشه زندگي‌كردن را و تا آخرين لحظه‌بودن را بتوانم از او بياموزم.

مرزبان ادامه داد: هميشه بايد تولد رادي را تبريك بگوييم، چرا كه سايه‌ي او برسر ادبيات نمايشي ما و خود ما جاودان است. تا زماني كه چراغ تئاتر در اين مملكت روشن است، نام «رادي» هميشه زنده است.

هم‌چنين جعفر والي، ديگر كارگردان و بازيگر با سابقه‌ي تئاتر با بيان خاطراتي از دوست سابق خود گفت: پنجاه سال پيش اكبر رادي جوان شوريده‌اي بود كه تازه كار خود را آغاز كرده بود. نخستين اثرش متن زيبايي به نام «افول» بود كه به دليل حجم بالايش امكان اجرا نداشت. او با نوشتن كارهاي تك‌پرده‌اي، بينش و استعداد خود را در جامعه‌شناسي و مردم‌شناسي نشان داد و چه بسيار مهم است كه اثر نويسنده به‌دست اهلش بيفتد و رادي اين بخت را داشت كه چند اثرش توسط عباس جوانمرد اجرا شد كه نشان داد در تئاتر ايران بزرگي از راه مي‌رسد.

والي در پايان سخنان خود دوستي با اكبر رادي را بزرگترين سعادتمندي خود در زندگي دانست و افزود: هرگز آن دوستي‌ها، صميميت‌ها و تا صبح بيدار ماندن‌ها را فراموش نخواهم كرد.

به گزارش ايسنا، فرامرز طالبي، ديگر نمايشنامه‌نويس و همشهري رادي در اين برنامه پيام عذر‌خواهي محمود دولت‌آبادي را كه نتوانست دراين مراسم حضور پيدا كند، ارائه كرد.

گفتني است؛ اين مراسم به همت بنياد اكبر رادي و با حضور هيات موسس اين بنياد مركب از شهرام كرمي، شكر‌خدا گودرزي، عطاء‌الله كوپال، فرامرز طالبي و حميده‌بانو عنقا برگزار شد.

انتهاي پيام

كد خبر: 8807-00271