با شکرخدا گودرزي، يکي از کارگردانان تئاتر کشور به گفتگو نشستيم، وي معتقد است که آيين نامه حمايت از استقرار گروه هاي تئاتر شهرستان، مي تواند بسيار قابل توجه باشد، اما ابزار کافي براي حمايت از تئاتر شهرستان در کشور وجود ندارد. جايگاه تئاتر شهرستان، در کشور را چگونه ارزيابي مي کنيد؟ اگر تئاتر را به عنوان يک درخت فرض کنيم، ريشه هاي اين درخت اگر بخواهد ميوه هاي خوبي دهد، به گستردگي تمام ايران در شهرستان ها است،بدون ايجاد تنه نمي توان درخت را نگه داشت. در اين جا تنه به آن معنا است که بگوييم، يک يا دو گروه در هر شهرستان مستقر کنيم و هرچه بخواهيم اجرا کنند. اکثر هنرمنداني که در کشور در تلويزيون، سينما و تئاتر فعاليت مي کنند، ريشه در شهرستان دارند، بسياري از هنرمندان در شهرستان هاي کشور متولد شده اند. اين نشان مي دهد که نمي توانيم در رابطه به تئاتر کشور نظر دهيم، بدون آنکه جايگاه تئاتر شهرستان را مشخص نکنيم. البته اين جايگاه و اهميت تئاتر شهرستان، براي امروز نيست، بلکه فعاليتي است که در گذشته توسط کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان، در شهرستان ها مراکزي را براي توليد تئاتر ايجاد کردند. زماني که انجمن نمايش منحل شد، لطمه بزرگي به گروه هاي تئاتر شهرستاني در سراسر کشور وارد کرد. چرا که انجمن نمايش هر شهرستان، بودجه هرچند اندکي را دريافت کرده و مکاني را براي توليد تئاتر داشت. زماني که اين انجمن توسط معاونت هنري وزارت ارشاد منحل شد، تئاتر شهرستان به نوعي بدون متولي ماند و گروه ها به صورت خود خواسته و با کمترين امکانات به فعاليت خود ادامه دادند و تئاتر شهرستان به حال خود رها شد. استقرار گروه هاي شهرستاني در سال هاي نمايش و برنامه ريزي براي ادامه فعاليت آنها در شهرستان مورد نظر، تا چه اندازه مي تواند در رونق تئاتر کشور موثر باشد؟ اينکه بعد از سال ها بخواهند گروه ها را در سالن هاي مختلف در شهرستان ها مستقر کنند، مي تواند چشم انداز خوبي باشد. اما با توجه به بودجه تئاتر و مديريت آن، نمي توان تئاتر شهرستان را به هويتي که در گذشته دور داشته برساند. در حال حاضر تئاتر شهرستان يک پروژه اساسي است که اگر مي خواهد احياء شود نياز به يک بحث کارشناسي دارد تا اينکه اعلام شود که مي خواهند از گروهاي تئاتر شهرستان حمايت کرده و سالن و بودجه براي توليد در اختيار آنها قرار دهند. نيت حمايت از تئاتر شهرستان خوب است، اما ابزار کافي براي حمايت از تئاتر شهرستان وجود ندارد. اگر بتوان شرايط مناسب براي اجراي گروه هاي نمايشي در شهرستان ها را فراهم کرد، آيا مي توان اميدوار بود که فرهنگ به تماشا نشستن تئاتر در شهرستان وجود دارد؟ تئاتر ديدن زماني در شهرستان ها به صورت يک فرهنگ درآمده بود، اينکه دوباره بخواهد اين فرهنگ شکل گيرد، نيازمند شکل گيري يک فعاليت جديد هستيم، چرا که تئاتر ديدن به عنوان به فعاليت روتين وجود ندارد، چرا که امروز مردم شهرستان را عادت به تماشاي ميان پرده داده اند و بسيار سخت است که تئاتر ديدن را دوباره ايجاد کنند. معاونت هنري براي اينکه آيين نامه فوق را با موفقيت به اجرا رساند، نيازمند چه زمينه سازي است؟ اولين فعاليتي که معاون هنري و مرکز هنرهاي نمايشي، مي تواند در اين زمينه دنبال کند، احياء بخش آموزش در شهرستان ها است. در اين مرحله هنرمندان و پتانسيل تئاتر شهرستان بايد آموزش مناسب را ببينند. از دل هنرمندان آموزش داده شده، مي توان گروه هاي هنري و حرفه اي خارج شده تا زمينه رقابت به درستي چيده شود. به عنوان مثال اگر يک گروه شهرستاني موفقيت کسب کرده و بالا آيد، نمي دانيم برنامه بعدي چيست، آيا اين گروه مي خواهد در تهران ادامه فعاليت دهد و يا بايد تلاش کنيم تا اجراي عمومي را در شهرستان ها افزايش داده و آن را به عنوان يک کار مستمر ادامه دهيم. در کنار اين مسئله بايد توجه داشته باشيم که آيا دولت مي تواند اجراي عمومي در شهرستان ها را حمايت مالي کند؟ و يا سالن کافي براي اجراي چنين برنامه ايي در شهرستان ها وجود دارد؟ در واقع بسياري از شهرستان هاي ما سالن مناسب اجراي تئاتر نداشته و اين مسئله مي تواند مشکلات زيادي را به همراه داشته باشد. بايد به خاطر داشته باشيم، در رونق تئاتر در کشور هر چيزي بايد سرجاي خود از آن حمايت شود، تئاتر تهران جداگانه و تئاتر شهرستان نيز جداگانه، اما فراموش نکنيم که تهران و شهرستان هر دو مکمل يکديگر هستند. متاسفانه با بودجه اندکي که معاون هنري براي تئاتر کشور دارد، اين نوع حمايت مي تواند بسيار سخت باشد چرا که الزاماتي مانند آموزش، سالن، محل تمرين، اجراي عمومي، بودجه توليد و ... همگي به بودجه تئاتر کشور بستگي دارد. نيوشا روزبان.