مادر می گفت:
چهل خط روي ديوار
چهل بار ورق خوردن تقويم
چهل بار سوار متروي كار
چهل بار دست كشيدن بر پنجره ي بخار آلود
چهل بار...!
چهل رد بر برف
و چهل شب برف بي امان!
در گهواره ي كودكي‘ مادر مي گفت:
هر دانه ي برف را
فرشته اي مي كشد بردوش!
ادامه مطلب
